[ تعداد بازدیدکنندگان اين اثر تا به حال بار دانلود شده ]
http://i4.tinypic.com/107s03l.jpg
http://i4.tinypic.com/107rzt5.jpg
http://i4.tinypic.com/107rwqa.jpg
درود بر شما عزیزان...
با سپاس...
گلستان گنجینه اکو توریسم ایران
به راستی تا به خال در ذهن خود اصلا فکر نمی کردم که در جای از این کره خاکی زندگی می کنم که عمرا جایی از جهان همانند استان گلستان به خصوص گرگان باشد...!!!!
شاید بگویید که بابا منطقه ای که ما {خواننده گرامی}زندگی می کنم عالی هست...!؟
من به شما قاطعانه می گویم که سخت در اشتباه هستید !چراکه شما در یک آب و هوا زندگی می کنید اما در گرگان شهر من: شما در طول یک روز چند آب وهوا رو می بینید و اصلا هوا قابل پیش بینی نیست!!!
بله تا اینجا هم شاید برایتان قابل هضم نباشد...
من با مدرک و ذلیل به شما ثابت می کنم که هیچ جای جهان ایران نمی شود {چون ۴ کشوری که رفتم و دیدم} و هیچ جای ایران گرگان نمی شود :
۱ - گرگان شهر ی جنگلی .گوهستانی .و... خیالتان رو راحت کنم که شما با فاصله زمانی کمتر از نیم ساعت به کوه /دشت/ بیابان/دریا / جلگه / کویر/ جنگل/ آب های روان و خوروشان/جزیره/چاه نفت/فرودگاه/مسیر جاده بین المللی جاده ابریشم/ اماکن تاریخی منحصر به فردی که نمونه آن در جهان یافت نمی شود / مشاهیر و ادبای مشهور و مهم / بافت جمعیتی از اقوامهای مختلف و هر آنچه که در نظرتان بیاید و فکرش را بکنید دست یافتنی و امکان پذیر می باشد .روز جمعه به یکی از نقاط دیدنی استان در مینودشتبه نام روستای ماران کوه که یک روستای تمام عیار ساده قدیمی و اصالت خود خود را هنوز فراموش نکرده و شما به هیچ عنوان خانه ای که با ایرانیت سقف شده باشد پیدا نمی کنیدو بیرونی خانه ها رنگ شده اون هم نه با رنگهای شیمیایی بلکه طبیعی " جنسی از خاک در این روستا یافت می گردد که خاکتری رنگ و بعضی از این خانه ها رنگ نارنجی می باشد که جلوه ای خاص به این روستای زیبا در دهانه کوه و در مسیر رودخانه بخشیده که با بیدار شدن و چشم انداختن به این منظره انسان ۱۰۰ سال جوان می شود و غم و قصه نمی فهمد "کودکان و خانواده هایشان شاید برای اولین بار بود که حدود ۵۰۰--۶۰۰ نفر جمعیتی که همه کوهنورد دیدند که از داخل روستای زیبایشان گذر می کردند و چه جالب خوشامد گویی می کردند و مادرانشان در مسیر جمعیت اسپند دود می کردند و کسانی که گوسفند داشتند دوغ محلی تازه تازه درست کرده بودند برای جمعیت می اوردند ... {هییت کوهنوردی استان گلستان همایشی در ارتفاعات این روستا بر گذار کرده بود که از استان مازندران بهشهر شرکت کرده بودند کهدر قله ماران کوه چند نفر از دوستان هم نورد با چتر از روی این ارتفاع به پایین امدند...
و ...
درسته عزيزم همه جای ايران سرای من است و چو ايران نباشد تن من مباد
او کی با شما هم عقيده ام ...
اما...
براستی ايرانيها برای چه به دبی و ترکيه می روند ...
نه بخاطر يک جرعه ای مشروب و ... مگر در ايران خورده نمی شود و انجام نمی گردد...؟
حرف حرف می اورد و می خواستم که گفتگو شود و حرف من اين است که در دبی روزی ۳۰ تن يخ می اورند و منطقه ای رو برای اسکی درست کردند البته در ان گرمای سوزان و...
ما که اين چيزها رو طبيعی داريم چرا..!!!؟؟؟
واقعا از خود سوال کرد ه ا يم؟ می توانيم منطقه ای را مثل کيش در ست کنيم و منطقه ازاد اعلام نماييم و جايی مخصوص بزاريم و بگوييم....
ايا می شود يا نه؟ممنونم
هر انکه شک و تردیدی به خود راه می دهد از همین جا ایشان را دعوت کرده و با یک تلفن و اطلاعی مراخل و اقدامات سفرش را انجام می دهم و با چشمان قشنگتان این رویا وخیال را لمس کنیدو هر سال و هر روز اسباب سفر بندید و پا بر سر ما نهید و قدمتان گلباران
۰۱۷۱۲۲۳۰۱۲۱ و ۰۱۷۱۲۴۷۳۸۰۰ جهت راهنمایی و پاسخ گویی به شما عزیزان
میراث فرهنگی استان گلستان اماده هرگونه همکاری با دوستان عزیز هموطن و هر کسی که مایل باشد در این استان جهت گشت و گذار و دید و بازدید بپردازد همه گونه همکاری را دارد وتلفن اداره کل میراث فرهنگی استان گلستان ۰۱۷۱۲۲۶۱۸۰۰ و ۰۱۷۱۲۲۴۱۱۸۰ منتظر شماست...
http://i1.tinypic.com/ztdbus.jpg
و بر مزارت آمدم جاناو قدم نهادم بر چینی نازکت که مبادا ترک بردارد تنهایت و در این هنگام بود که بلند صدا زدم کسی نیست که انگشتر سبز رنگ داشته باشد و جوابی نشنیدمو تکرار کردم که مردی کامل در کنار من بود گفت سبز ندارم اما انگشتر دارم ... ابتدا قبول نکردم و بعدمجبور شدم که از ان مرد استفاده کنم ...که ایشان وضو برای نماز گرفته بودند و ساعتشون رو دستشان کردند و مثل افراد عادی ساعت دست نکردندو متوجه...
اماده تنظیمات شدم و از داخل ویزور{چشمی دوربین} به دست راست این بنده خدا بود و افسوس می خوردم و حسرت که چه طور ما انسانها هیچ دردسری نداریم یا {هیچ مرگی نداریم} و دایم ناشکری می کنیم...!!!؟؟؟
و ...
برای اطلاعات بیشتر از زندگی نامه سهراب سپهری اینجا کلیک کنید http://love2887.blogfa.com
http://i3.tinypic.com/ztdez7.jpg
و برای یک عکاس مثل من دیگر چه می شود... بعد از گذشتن قطار .من تازه متوجه مو تور سیکلتی شدم که ۱۰ متر ان طرفترم بود و باز اماده عکاسی شدم و تنظیم کادر /بالا و پایین /گرفتن این عکس و گفتم هر کسی ببیند و بر داشت خودش را کند...
http://i3.tinypic.com/ztdc41.jpg
کاشان /جلوی ترمینال مسافربری ...
در یک لحظه متوجه ریل قطار شدم و به سرم زد که بروم عکسی از ریل بگیرم که از شانس خوب یا بد من قطار رو در نقطه ای دیدم و خودم را آماده کردم که انقدر نزدیک بیاید که شکارش کنم و انقدر به جلو امد که سوتی برایم زد و بعد از سوت کارم را انجام دادم و حالا به ۱۰۰ متری من رسیده بود و به طرفی رفتم و نمردیم و راننده قطار هم برایم دستی تکان داد...
http://i3.tinypic.com/ztc6cx.jpg
http://i2.tinypic.com/ztc8pk.jpg
http://i3.tinypic.com/ztc9x5.jpg
از من به شما درود...
ضمن معذرت خواهی از دوستانی که به من لطف دارند ...من چند روزی به اتفاق دوستان کانون کوهنوردان استان گلستان سفر ۳ روزه ای به نیاسر کاشان {حضور در مراسم گلاب گیری}اعزام شدیم که در طول سفر با دو اتوبوس که مجموعا ۶۰ نفر می شدیم به این مکان تاریخی و گردشگری رفتیم که لازم است که بگویم جای همه شما دوستان خالی ...
۷۰۵ شب چهارشنبه حرکت و فردا ساعت ۹ صبح ۵ شنبه رسیدیم و مستقیم به طرف آبشار و بعد به طرف غار رییس که غاری بسیار عجیب و ترسناک و همچنینشگفت انگیز که از اجدادمان به ما ارث رسیده را بازدید کردیم که در زمان خود چگونه در مواقع خطر از این غار عجیب استفاده می شد .
لازم به ذکر و توضیح می باشد که در این غار باید به صورت دولا حرکت به جلو کرده و برای کسانی که احتمالا تنگی نفس یا آلرژی دارند مثل بنده بسیار خطر ناک می باشد ! زیرا هر نیم ساعت حدود ۱۵ - ۲۰ نفر در غار حضور دارند که اکسیژن بسیار کم هست.
و پیچ های زیاد /بالا و پایین/تودر تو بودن /سهراهی هایی که اگر کسی نداند گم می شود و درون غار انسان را وحشت میگیرد و بعد از گشت و گذار واستراحت که در مسجد نیاسر که در نزدیکی آن چهار تاقی و چناری و جای مسجد کنونی معبد گاه هخامنشیان بود که شب را سپری کردیم
http://i3.tinypic.com/ztcfmp.jpg
http://i3.tinypic.com/ztca5v.jpg
http://i1.tinypic.com/ztci9y.jpg
در کنار این معبد گاه {مسجد فعلی }درخت چنار ۲۵۰۰ ساله و چهار تاقی سالمی که نمونه آن در ایران وحتی جهان یافت نمی گردد چشمه ای بزرگ و آبی گوارا و زلال می جوشد و این آب گوارا دقیقا از زیر مسجد گذر و در حیاط مسجد جای مثل حوضی بزرگ می باشد که از طرفی می اید و باچرخشی در حیاط به داخل نهر ها می رود و گلها/ درختان /و طبیعت را جان می بخشد که درون این آب زلال ماهی های کوچک و بزرگی به بازی مشغول هستند و مردم این مکان براین باور هستند که هر که از این اب بنوشد حاجتش بر اورده می شود...
http://i3.tinypic.com/ztcj2p.jpg
http://i1.tinypic.com/ztd4y8.jpg
و
پسرکی که در حال بازی کردن با آب و ماهی گرفتن مشغول هست...
و مردمانی بسیار مهمان نواز که در هر حال و شزایطی به استقبال شما می آیند و مردمانی مهمان نواز و خونگرم...
http://i2.tinypic.com/ztd5qp.jpg
در این شهر حمامهایی با قدمت چندین ۱۰۰ ساله که معماری آن هر انسان اهل ذوق را به شعور و شعف می آورد که نیاکان ما در آن زمانه چگونه زندگی میکردند و از روزگار خود جلو بودند...
http://i3.tinypic.com/ztbxxu.jpg
http://i3.tinypic.com/xlxo44.jpg
ترافیک روستای جلین گرگان که معضای امنیتی پیدا کرده بود بعد از چند فقره تصادفاتی که مو جب مرگ افراد که از عرض خیابان عبور می کردند شده بود .
امیدورایم که پس از کش و قوس های فراوان در چند روز پیش با نصب ۳ سه پل هوایی که در فو اصل مختل نصب شده این خواسته به حق روستاییان و کشاورزان این روستا که مرکز ادارات و شرکتهایی در منطقه میباشد پایان یابد اما نکاتی که لازم است یاد اوری شود از قول استاندار سابق گلستان در مصاحبه خصوصی با اینجانب در زمان استانداری .. . مدیر کل راه می گفت که بر حسب قوانین بین المللی ژنو ما نمی توانیم در جاده بین المللی چیزی به ارتفاع ۲.۵ سانتیمتر بگذاریم و استاندار سابق در جواب می فرمایند که آقای مدیر کل محترم قوانین ژنو را کنار بگذار و با قوانین جلین کار داشته باش...
امیدواریم که اصول و قواید بهتر استفاده را به فرهنگی پایه دار و اساسی تبدیل نماییم و وقت خود را فدای ازبن رفتن خودمان ننماییم...
امین
http://i1.tinypic.com/xlxulc.jpg
http://i3.tinypic.com/xlxoi0.jpg
رییس جمهور در بین مردمی که امده بودند که مطبوعات در سالی که گذشت رو ببینند و خوشبختانه ما هم که تازه رسیده بودیم و با جمعیتی غیر عادی برخورد کردیم که مرا به شک برانگیخت و جلو رفتم و محافظین رییس جمهور برایم اشنا آمدند و در دو روزی که به گلستان آمده بودند دوست شده بودیم و مرا با این چهره که از دور با دیگران متمایز مینماید شناختند که بعضی از انها به گلستان نیامده بودند مرا نمی گذاشتند بروم و باز هم اشنا بودن و محاسنم کار خودش رو کرد و با دوربین فوق پیش رفته ام دو عکس انداختم که برای سومی با تمام شدن فیلم رو برو شدم و حالم رو نگو و نپرس...
http://i2.tinypic.com/xlyuew.jpg
آقای میثمی از ناحیه دو چشم نابینا و از ناحیه مچ دست چپ قطع شده است که از یکی از دوستان آقای مدیر مسیول هفته نامه سلیم سوال کردم فرمودند :احتمالا و تا انجایی که من اطلاع دارم ایشون از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند که قبل از سال ۱۳۵۸ یا ۱۳۶۰ از این سازمان در زندان دوری جستند که اینها افکاری افراطی دارند و انشعاب زدند و این نقص عضویشان در همان سالها به خاطر ساختن بمبهای دستی از دست داده اند ...
و اگر کسی اطلاعات بیشتر دارد در خدمتم ...