[ تعداد بازدیدکنندگان اين اثر تا به حال بار دانلود شده ]
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2036641701174941603
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2047238358743965602
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2038520757854193751 =
لینک گزارش تصویری خرید عید
|
|
|
|
|
|
|
خرید لباس عید |
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2054562641415371855 گزارش تصویری کلیک کنید
چهار شنبه سوری در کارواش گرگان
|
|
|

|
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2053888138184163188 ایت الله موسوی بجنوردی
|
|
|
|
|
|
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2016121462491950102 محمد رضا لطفی
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2010710335181454831 محمد رضا لطفی
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2050642011381243021 محمد رضا لطفی
|





|
|
همانطور که در زیر می خوانید که گویای همه چیز است و من هم از این متعجب بودم که چرا این همه اصرار بر این دارند که همش نصف روز در گنبد بوده اند و در اینده ای نزدیک زود بر می گرددند...؟!
تا اینکه یکی از خانمها {گ} در جلسه ای بودیم پرده از این ماجرا که نشستی با{ ان جی او } ها داشته اند که از گرگان هم زیاد رفته بودند ...
و این بود که تا بوسیله کسانی که مسولیتی دارند شک من به یقین تبدیل گردید و برایم بسیار جالب بود که ایشان {اقای دبیر دوم و مترجمشون چرا اصرار داشتند که زود بر می گردند و متعجب از این بودند که چطور و از کجا متوجه ماجرا و حضور انها در گلستان و اتها تاکید بسیار داشتند که توریستی اون هم نصف روز در گنبد حضور داشتند...
بابا اقای دبیر دوم شما که ابروی خودت و کشورت انگایس رو بردی ! چرا باید دروغ بگی که حالا بعد از ۳ هفته دستت بر ملا بشه ؟
اخه شنیدم که شما انگلیسی ها صداقت دارید ! اینه صداقت شما ؟ ای دروغ گو!!!
رو دست خوردی مستر .
پس چیزی بود که نمی زاشتی عکس بگیرم اما از شکا زرنگ تر بودیم و عکست هم گرفتم.
ذر
حضور دبیر دوم سفارت انگلیس در گلستان چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 3:31 بعد از ظهر
برای بزرگ شدن عکس کلیک کنید
دیدن عکسهای بیشتر از دبیر دوم انگلیس در ایران
حضور دبیر دوم سفارت انگلیس در گلستان :
ساعت حدود ۱۲.۳۵ دقیقه امروز بود که گوشیم زنگ خورد دیدم می گه این اقای دبیر دوم سفارت در گرگان هست و به اتفاق همسرش و از انجایی که برایم جالب بود گوش به حرفهایش کردم و گفت برو در فرودگاه اونجاست و داره می ره و بعد از خوش و بشی کوتاه که ...
روانه فرودگاه بین اللملی گرگان شدم و... ماشینی که به طرف فرودگاه می رفیتم هم پنچر شد و وقت دوان دوان می گذشت...
وقتی رسیدم با مامورین برخورد کردم و اگر همکاری دیگر دوستان وعزیزان حفاظت نبود هرگز به او نمی ریسیدم...
معاون سفیر آقایی جوان و قد بلند و سفید پوست و خانمی سبزه به عنوان مترجم و همکار خود را معرفی کرد .
سلام کردم و با لهجه ای خاص سلام کرد و خوش امد گفتم و خودم را معرفی کردم و بعد کارت انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایرانم رو نشون دادم و بعد ازشون خواهش کردم که می توانم ازشون عکس بگیرم ؟
خانم مترجم برایش توضیح داد و ماجرا رو برایش شرح داد .
گفت شما از کجا امدید و گفتم .
بعد خیلی تا کید داشت که ما به صورت توریستی امدیم و دوباره سوال کرد که چه طور از حضورشون مطلع شدم ؟ و بعد برایش شرح دادم که یکی از مدیران مسیول خبر را به من داده گفت ما نصف روز بیشتر نیومده ایم چطور شما مطلع شدید {اینجا بود که نفوذ مدیر مسول مربوطه رو متوجه شدم }
اون هم در گنبد به سر برده اند و هر کاری کردم عکس و مصاحبه ای و نظر شون رو بگیرم متاسفانه چون دیر رسیده بودم و به طرف هواپیما در حرکت بودند نتوانستم کارم رو انجام دهم.
خانم مترجم که با سماجت من رو برو شده بود و گفت دوباره زود بر می گردیم و حتما بر گردیم..!!!...؟؟؟
در این هنگام بود که تله دوربینم رو وصل کرده و از همکاری مسولین پرواز و حفاظت تشکر می کنم و از دور و پشت سرشون چند تایی هم عکس گرفته و متوجه صدایی اشنا شدم که اون کسی نبود به غیر از نماینده شهرمون آقای سید سبحان حسینی که همیشه لطفشون شامل حالمون بوده و دوباری که با دوربین وارد مجلس شدم شخصا به انجام کارها پرداختند و دوربین رو خودشون به داخل مجلس بردند که در اینجا از ایشون بسیار سپاسگذارم که به عنوان اولین عکاس گلستانی هستم که از مجلس عکاسی کرده ام... و چند عکسی هم از ایشون گرفته و چیزی که برایم جالب هست هیچ وقت خنده از روی لبانشان پاک نمی شود و نخواهد شد .
http://allyoucanupload.webshots.com/b/2080249797782794815 عکسهای مرتبط با این همایش
|
حرف زدن روحانی اقای حسن زاده و اقای شمس
|
در چند جلسه نحو ه برگزاری زیر و انتخاب مجریان و ... انجام شد و کار را به رهبری اقای باباییان به پیش ببرند که دو روز مانده به برگزاری اقای مدیر کل ارشاد اقای دکتر منتظری بنا به دلایل خاص خودشون گفتند که نمی تواند در جلسه حاضر شود شایان ذکر است که این اقدامات زمانی انجام شد که در هفته نامه های استان دو بار اگهی دعوت چاپ شده بود و تراکت و پارچه جهت نصب در شهر از شهرداری مجوز لازم گرفته شد .
شایان ذکر است که قبل از این برنامه با دادستان استان اقای پوریانی جهت سخنرانی دعوت شد که ایشان در تاریخ مورد نظر برنامه ریزی کرده بودند و عملا سخنرانی ایشان منتفی گردید .
تا اینکه دیروز به صورت تلفنی اقای گزمه { احتمالا از نیروی انتظامی}به دبیر خانه مطبوعات خبر دادند که برگزار نشود و در این زمینه نشست فوری با کل اعضا برگزار شد که تمام اعضا بر این نظر بودند که در صورتی این کار را خواهند انجام داد{ کنسل کردن برنامه} که نامه کتبی از مراجع ذیصلاح امر نامه بزنند.
بعد از نشست برای اینکه مکان برگزاری را از ما نگرفته باشند دوستان رفته که حدسها به یقین تبدیل گردید.
بعد از رایزنی ها و نامه نگاری اعضا با فرماندار و مدیر اطلاعات و دیگر مقامات انتظامی سرهنگ کوهکن و مقامات شهری و استانی و صحبتی که اقای عبد السلام مهیمنی با شخص محترم دادستان داشتند امروز تضمین امنیت و سلامت برگزاری{ البته در فضای باز نیاز به مجوز دارد} را همکاری کردند.
ساعت ۱۶.۳۰ اقای شمس الواعظین در جلسه حضور یافتند که فرماندار و استاندار سابق گرگان و استان و دیگر سیاسیون و ...حضور داشتند .
یکی از اعضای خانه مطبوعات به بیان خوش امد گویی و معرفی اقای شمس پرداختند در این هنگام روحانی جوانی به نام حجه الاسلام اقای حسن زاده برخواستند که قبل از سخنرانی ۱۰ دقیقه حرفی دارند که قرار شد بعد از سخنرانی اقای شمس به بیان حرفهای خود بپردازند که در حالی که اقای شمس به پشت تریبون می رفت اقای حسن زاده امدند جلو گفتند مگر قرار نشد که من حرف بزنم . اقای مهیمنی بیان داشتند که بعد از حرف اقای شمس بیان که در این هنگام اقای شمس گفتند ایردی ندارد .
در این هنگام برای خرید و سایل پذیرایی به بیرون رفته و در این مابین چه اتفاقی و چه حرفی زده شده است نمی دانم .
زمانی که امدم جو متشنج به نظر می رسید اماده یک جرقه بود .
جمعی از برادران انصار حزب الله به پخش اعلامیه کردند و به شعارهایی می رداختند{ مرگ بر قلم بدست مزدور و مرگ بر ضدولایت فقیه و در جایی به حزبهای مشارکت و سازمان مجاهدین اسلامی که برنامه هسته ای را در این موقعیت سزشکار خواندند و در راستای تلخ کردن راهپیمایی عظیم مردم هستند .
جلسه با درگیری و مشت خوردن چند از حضار خاتمه یافت شایان ذکر است که در این بین خانمها که حضور داشتند با رعب و وحشت و گاها با جیغ و بیداد از مجلس فرارکردند.
صدای شکستن شیشه و سرو صدا فضا رو گرفته بود که به هیچ عنوان هیچ کدام از دو طرف کوتاه نمی امدند..
اقای حسن زاده روحانی جوان در بیانی گفتند درصورتی اجازه سخنرانی اقای شمس را خواهند داد که حرفهای گذشته شان را انکار کنند و درا ین صورت است که اجازه خواهند داد.
در این بینبرگذارکنندگان اقای شمس و دوست ایشان اقای ملک مدنی رادرب پشتی به بیرون هدایت کرده تا اب از اسیاب بیافتد .
بعد از گذشت نیم ساعت از این ماجرا بچه های انصار رفتند و از درب دوم هیت متوسلین گرگان ایشان را برده و دراین هنگام دو نفر از کسانی که در جمع بودند ماشین اقای شمس رو می بینند و به تعقیب ان می پردازند که هوشیاری راننده انها را گم می کند و از دنبال کردن منصرف می شوند.
به محل اقامت ایشان باشگاه فرهنگیان گرگان که از چند ین روز پیش رزرو شده بود رفته که رییس پاسگاه ناها خوران حوزه ایشان بود در محل حضور یافتند و قول همکاری و امنیت محل را دادند .
تا این ساعت خبری نداشته و احتمالا خبر های تکمیلی تر را خواهم نوشت .
چند سوالی که برایم پیش می اید و نمی توانم جوابش رو بیابم این است که؟
چرا اقای مدیر کل ارشاد ۲ روز قبل از برنامه جواب رد می دهد که من نمی توانم حضور بیابم در حالی که برنامه دو هفته متوالی در نشریات استان چاپ شده بود ؟
نامه های دعوت ارسال گردیده بود؟
اطلاع داده شده بود با مقامات مربوطه؟
نامه نگاری انجام شده بود و اگر هم گفتند نه چرا دوباره جواب می دهند که تضمین می کنیم که این همه حوادث تلخ در یاد انسان حک شود؟
سوالاتی چند که در اینده یا مشخص خواهند شد یا نه !
خدا رو شکر که کسی رو چیزش نشد و حتی یک قطره خونی ریخته نشد.
|
|