[ تعداد بازدیدکنندگان اين اثر تا به حال بار دانلود شده ]
چند روز قبل از ماجرا 6 اسفند که حالا اسم های دیگری به خود گرفته ، دبیر خانه مطبوعات آقای کلانتری جلسه ای در خواست کردند که اقای شمس الواعظین را دعوت کنند که در گرگان سخنرانی داشته باشند که ظاهرا قبل از نشست خانه مطبوعات دعوت انجام شده بود که فقط اعضا در جریان دعوت باشند.
بنا به حساسیت ها نسبت به عبدالسلام مهیمنی که سابقه سیاسی آن از عمکرد مطبوعاتیش بیشترهست ، با نظر دیگر اعضا برای برگزاری و مجری جلسه اقای محمد رضا باباییان برعهده گرفت . هر یک تقسیم کار شد درج در دفترمصوبات گردید .
همه چیز خوب پیش می رفت که یکی دو روز مانده به برگزاری علیرغم هماهنگی ، مدیرکل محترم ارشاد و دادستا ن از قبل برنامه ریزی شده ، شرکت نکردند.
روز 6 اسفند جلسه ای فوری در خانه مطبوعات برگزاری می شود، که تلفنی در خواست کنسل کردن برنامه فوق شده و اعضا تصمیم به برگزاری می کنند و حرف اعضا این بود که اگر مطلبی هست ، کتبی ابلاغ شود.
حدود ساعت 14 بعداز ظهر روز 6 اسفند 85 به اتفاق عبدالسلام مهیمنی و دیگر اعضا به استقبال و خوش امد گویی در ورودی گرگان جلوی حوزه امام خمینی رفته و بعد از خواندن نماز تلفنها به صدا در می آمد و خبرها می رسید که عده ای قصد جلوگیری از سخنرانی را دارند که عبدالسلام مهیمنی به شمس الواعظین می گوید که در بحث هسته ای وارد نشوید با توجه به شرایط خاص کشور .
من و شمس تنها می شویم و ایشان در حالی از پیپ کشیدن ایشان عکس می گرفتم گفتند شما سوال کن ! گفتم برای چی؟ گفتند که اینها اشتباه می کنند فکر می کنند که من مخالف انرژی هسته ای هستیم و اتفاقا من موافق گفته آقای احمدی نژاد هستم و هر چه ایشان درباره انرژی هسته ای می گویند من هم می گویم .(بعدها در نشست با مقام امنیتی که داشتیم فرمودند ما خبراز دیدگاه هسته ای اقای شمس داشتیم و ای کاش سخنرانی می کردند ).
مسجد هییت متوسلین بنا به گفته عده ای در اختیار ما قرار نمی گیرد ویکی از اعضا که رابطه ای با مقامات امنیتی و انتظامی استان دارند خبر باز شدن درب هیات را می دهند و جلسه ای که تا یک ساعت قبل در برگزاری ان شک و تردید بود برگزار می شود.
من که مسول پذیرایی بودم وارد هیات می شویم و جمعیت آمده و در بهت و نا باوری عبدالسلام مهیمنی را پشت تریبون می بینم که با توجه به مصوبه در خانه مطبوعات مغایر بود و جو خاصی در حسینه حاکم بود .
استاندار و فرماندار سابق استان و گرگان و برخی از سیاسون استان در جلسه حضور داشتند.
عده ای که به نظر می رسید که همان چیزی که می خواستند داره جور می شه تکلید خورد و آقای شمس الواعظین پشت تریبون آمد و بسم الله نگفته روحانی جوانی به نام حسن زاده جلوی تریبون آمد و تقاضای 10 دقیقه وقت کردند که با موافقت شمس روبرو می شود که در این زمان پروژه مذکور کلید می خورد و متاسفانه بعد از چند سال ، عده ای سیاسی آن را مشت کرده و متاسفانه از آن بهره برداری ساسی می کنند؟
که بعد آن همه سیاسی کاری و چاپ گسترده در نشریات و به چالش کشیدن همدیگر در هر دو گروه و جناح ، چیزی عاید روزنامه نگاران و خبرنگاران سخت کوش استان نگردید که هیچ ، بد تر هم شد.
روزنامه نگاران مواجع با بد اخلاقی مدیران بعضی از نشریات شدند که برای گرفتن کاغذ و نامه ای برای معرفی به انجمن صنفی روزنامه نگاران گلستان در خواست چک و سفته های 20 میلیون ریالی یا کاغذ نوشته ای که تمام حق و حقوقم را گرفته ام و هیچ گونه ادعایی نسبت به نشریه فوق ندارم می شوند.
و در نامه نگاریهای ، پشت خبرنگاران و روزنامه نگاران قرار می گیرند که پول کاغذ را نگرفتیم . حال از یارانه کاغذی که دولت به نام خبرنگاران نشریات پرداخت می کند به هیچ عنوان ، چیزی عاید خبرنگاران نمی شود.
و چرا را باید از کسانی که به خرید خانه و ماشین می کنند پرسید...
+ در اینجا از کسانی که مانع از برگزاری جلسه کرده حمایت نکرده و بر این عقیده ام که کشوردارای ثبات و از قانون برخوردار هست و همه به وظایف خود بپردازند . خود و دیگران را به پایبندی به قانون دعوت می کنم
و دیگر سوالاتی که از ان زمان هنوز جواب نگرفتم